تبليغاتX
دير تش باد
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
شکلات آمریکایی...

انگار امروز چیزی را گم کرده ام !همه جا را نگاه می کنم از آب انبار گرفته تا زیر سایه نخل ها اما نشانی از مصیب نمی یابم . باید باور کنم که مصیب رفته و تنها خانه کپریش به یادگار مانده و روزگار همین است دیگر  ...!

در حالی که بسته فیروزه ای رنگ به دستم است و بوی شرجی دریا همه ی روستا را فرا گرفته ،وارد کلاس می شوم .بچه ها به احترام بلند می شوند  و با نگاه کنجکاوانه به بسته در دست من، می نشینند . به بچه ها می گویم این بسته دیروز از پست آمده و روی آن هم نوشته برسد به دست ۴ شاگرد دبستان شهید رجایی کالو و دبیرشان ! از بچه ها می خواهم حدس بزنند بسته از کجا آمده ؟ حسین می گوید اجازه حتما از تهران آمده و درونش هم حتما کتاب برای کتابخانه است شاید هم برای عید وسایل فرستاده اند ! پریسا می گوید شاید هم از بردخون آمده ( مدرسه ما زیر مجموعه منطقه بردخون است ) ... می گویم بچه ها نه !یه راهنمایی بیشتر ،بسته از خارج از ایران آمده . حسین تند تند جواب می دهد که از دوبی آمده نه از آمریکا آمده !به حسین برای حدس زدنش آفرین می گویم و می گویم این بسته را خانم الیزا که ایرانی مقیم آمریکا است  از ایالت کالیفرنیا  برای شما فرستاده است . تا اسم آمریکا می آورم ، حسین می گوید اجازه حتما بمب در آن است ! بچه ها فرار کنید معلم می خواهد ما را به کشتن بدهد !به حسین می گویم نه این  بسته حاوی شکلات خوشمزه آمریکایی ست. حسین همچنان ادامه می دهد : اجازه آمریکا یک بار صلح طلب نبوده و شب و روز، کارش جنگ است . حمیده هم می گوید آقا اجازه آنها به حرم امامان ما در کربلا و کاظمین حمله کردند و  امامان ما را دوست ندارند . به بچه ها می گویم میان دولت مردان آمریکا تا مردمانش تفاوت فراون وجود دارد و خیلی از مردم آمریکا هم از جنگ متنفر هستند و همیشه به این جنگ طلبی ها هم اعتراض دارند . این را هم به بچه ها می گویم  که کشور ما جنگ طلب نیست و هرگز  به هیچ کشوری حمله نمی کند اما اگر خدایی ناکرده کسی بخواهد به کشور ما تعرض کند و بخواهد خاک ما را به اشغال خود در آورد همه باید جان خودمان را فدای وطنمان کنیم .به بچه ها می گویم خانم الیزا یک ایرانی است که در آمریکا زندگی می کند و ایرانی ها در همه جای دنیا دلشان برای وطنشان تنگ می شود و وطنشان را دوست دارند(می گویم روزانه صدها نفر ایرانی مقیم خارج از کشور از طریق وبلاگم به آنها سلام می کنند و کوچکترین اتفاقات مدرسه شان را دنبال می کنند)حسین که حالا آتش خشمش خاموش شده می گوید اگر خانم الیزا به اینجا بیاید حتما ازش تشکر می کنیم ،جایزه برایش می گیریم و غذاهای محلی برایش درست می کنیم . به بچه ها پیشنهاد می دهم که نامه ای به خانم الیزا بنویسیم و از او تشکر کنیم ،بچه ها استقبال می کنند و با اکثریت آرا پیشنهاد مرا می پذیرند .

"نامه ی الیزا که به شیرینی شکلات ها بود"

پ.ن ۰۱: سعی کردم تمام حرفهای بچه ها را بیاورم و عین گفته های بچه ها را در این جا نوشتم .

پ.ن ۰۲: خانم الیزا از دیدن گزارش مدرسه ما در یوتیوب آدرس ما را پیدا کرده و نمی دانم که وبلاگم خوانده یا نه ؟ اما در اینجا  از طرف خودم و بچه ها بابت شیرینی های خوشمره اش تشکر می کنم .

پ.ن ۰۳:گزارش مدرسه کوچک ما در اینجا ببینید ...

پ.ن ۰۴: وبلاگ انگلیسی من  (از مژده  بابت ساختن این وبلاگ ممنونم )

پ.ن ۰۵: مطلب روزنامه قدس در مورد مدرسه کوچک ما ، گفتگو با همه كاره كوچكترين مدرسه كشور؛ روزي وزير به مدرسه ما خواهد آمد

+ [0:2]



powered by



محبوب ترین وبلاگ ها