
سلام .....
سال 85 هم تا ساعتی دیگر با همه خوبیها و بدی هایش با ما وداع خواهد کرد . سالی که گذشت سالی پر فراز و نشیب برای من بود که خاطرهای تلخ و شیرین زیادی دارد که اگربخواهم در مورد آنها توضیح بدهم شاید به اندازه یک رمان طول بکشد ........ امیدوارم که سال خوبی در پیش داشته باشید .........
به یاد داشته باشیم که هستند کسانی این چنین تنها ..........

گانه اول : با تلاش های انجام شده جلسه هماهنگی همایش وبلاگ نویسان بندر دیر در مجتمع فرهنگی هنری نفت برگزار شد . در این جلسه قرار بر این شد که خانه وبلاگ نویسان بندر دیر را تشکیل بدهیم ،با اینکه در جلسه کم جمعیت به نقطه مشترکی برای اداره ی همایش نرسیدیم اما باعث آشنایی بیشتر دوستان با هم شد . اگر خدا بخواهد این جلسات ادامه خواهد داشت . از دوستان عزیز آقایان عبدالحمید پهلوزاده - حسین فخرایی - یوسف ابراهیمی - سید محمد حسینی - حمید شعرانی - ابراهیم صحافی زاده و حسن بدیعی بابت حضور شان در جلسه قدردانی می کنم /
عکسهایی از جلسه که توسط حسین فخرایی گرفته شده است .........

گانه دوم : وبلاگ نویسان بوشهری در اقدامی ارزنده از خانه سالمندان محمدیه بوشهر بازدید نموده و به این مرکز کمک هایی داشته اند ........سایت خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر
گانه چهارم : بندر دیر بزرگترین بندر صیادی ایران آماده پذیرایی از مهمانان نوروزی می باشد این را آقای مسئول ستاد اسکان مسافران نوروزی شهر دیر می گوید - تاریخچه کوتاهی از استان بوشهر را از سایت تبیان بخوانید
گانه پنجم : شرکت صدف سیستم طی اقدامی ارزنده یک فروند کفش چینی ۵۰۰۰تومانی به کارمندانش عیدی داد ......
گانه ششم : با آرزوی ۱۲ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۵ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰۰ثانیه دوستی سال خوبی برای همه شما آرزو می کنم
يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."
"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."
"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."
بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.
"
لینکهای این هفته :
وبلاگ اطلاع رسانی همایش وبلاگ نویسان استان بوشهر راه اندازی شد
قیصر صالحی خواستار برکناری معاون پارلمانی ریس جمهور شد
پی نوشتها :
۰۱: در چهارشنبه سوری به کنار خلیج همیشه فارس خواهیم رفت
۰۲: وام یک ملیونی صندوق قرض الحسنه به نظر شما باش چی کار کنم ؟ ماشین یا خونه شاید هم ویلا در کالو ؟
۰۳:عید در دیر خواهیم ماند ؟
۰۴: جمعه این هفته جلسه هماهنگی برای برگزاری همایش وبلاگ نویسان در یکی از اتاق های ارشاد دیر برگزار خواهد شد .
۰۵: ما به کوری چشم دشمنان به دانش موتور سواری دست پیدا کرده ایم ؟ ؟ ؟
۰۶: من نیز به اعتراض به حقوق کم معلمین در روز جمعه به مدرسه نمی روم ؟ ؟
۰۷: یه آقایی همین الان اس ام اس فرستاد که بیا بریم سینه زنی ؟
۰۸: ما رفتیم سینه زنی محله سید صفا .......خداحافظ همین الان
قابل توجه وبلاگ نویسان استان بوشهر :انتخابات خانه وبلاگ نویسان استان روز جمعه ۱۸ اسفندماه ۱۳۸۵ ساعت ۱۷ در خیابان خلیج فارس (ساحلی) - کنار مرکز بوشهر شناسی - عمارت گلشن - خانه مطبوعات محلی استان بوشهر برگزار خواهد شد ........ دوستان ما رو در انتخابات فراموش نکنند .......
سلام و درود
این روزها بوی ماهی ، بوی سبزی و بوی سفره های هفت سین عید می آید . یادش بخیر ماهی های دوران کودکیمان ، یاد باد گریه کودکانه برای آن ماهی قرمز کوچک که در تنگش جان می داد و ما با او اشک می ریختیم ..............................
همایش وبلاگ نویسان
از دوستانی که برای کمک کردن به اجرای بهتر همایش وبلاگ نویسان استان در بندر دیر در حال تلاش هستند متشکرم ........... یکی از دوستان در کامنت قبلی خواستار عدم کمک گرفتن از ادارات و نهادی دولتی شده بودند در جواب این دوست عزیز باید بگویم تمام تلاش من و دست اندرکاران این همایش عدم تمرکز بر روی نهادهای دولتی می باشد .......... فعلا موسسه غیر دولتی آفرینگان ، شرکت صدف سیستم جنوب و تا حدودی شرکت خصوصی متانول کاوه خواستار کمک به اجرای بهتر این همایش شده اند ..... به اطلاع دوستان دیری هم می رسانم جلسه ای در روز جمعه در تالار نفت جهت هماهنگی برگزار خواهد شد ،از همه دوستان وبلاگ نویس دیری می خواهم جهت برگزاری باشکوه این همایش در این جلسه شرکت فرمایند .
عید وشهرداری .........
این روزها شهرداری سخت در حال تکاپو برای نظافت شهر می باشد . معلوم نیست که چرا شهرداری همیشه در یک هفته مانده به عید به یاد نظافت و پاکیزگی شهر می افتد ........... اما باهمه این کاستیها باید بگویم بندر دیر آماده پذیرایی از مهمانان نوروزی می باشد ........
شبکه استانی و نوروز ........
با اینکه یک سالی از راه اندازی شبکه استانی می گذرد برای ما دیریها تازگی دارد ...... حال باید ببینیم برنامه این شبکه استانی برای عید چیست ؟ اگر روند کنونی را داشته باشد که باید از دیدن این شبکه در نوروز خودداری کنیم ........
نمایشگاه کتاب .........
پس از سالها ما هوس کردیم که اردیبهشت ماه امسال به نمایشگاه کتاب تهران برویم ........
شهیدو ما.........
عید وقتی که همه ما در کنار سفره های هفت سین مان نشسته ایم ......... آیا می دانید ! مادر شهید در کنار مزار پسرش آن عزیز سفر کرده اش نشسته است ......... ما به شهدا خیلی خیلی بدهکار هستیم ُ، شهدا را فراموش نکنیم ......
۰۰۱: نامه ای به استاندار ( آقای استاندار مردم منتظر عیدی شما هستند )
۰۰۲: از وبلاگ سروش قیصی زاده کوچکترین وبلاگ نویس ایران بازدید کنید
۰۰۳: نقد کوتاه شبکه استانی ( حتما نگاه کنید )
...................................................................................................................................
سهراب سپهری
می رفتیم و درختان چه بلند و تماشا چه سیاه
راهی بود از ما تا گل هیچ
مرگی در دامنه ها ابری سر کوه مرغان لب زیست
می خواندیم بی تو دری بودم به برون و نگاهی به کران وصدایی به کویر
می رفتیم خاک از ما می ترسید و زمان بر سر ما می بارید
خندیدم : ورطه پرید از خواب و نهان آوایی افشاندند
ما خاموش و بیابان نگران و افق یک رشته نگاه
بنشستم تو چشمان پر دور من دستم پر تنهایی و زمین ها پرخواب
خوابیدم می گویند : دستی در خوابی گل می چید
سلام ......
این روزها سخت گرفتار هستم از مدرسه گرفته تا مغازه تا رایزنی برای اجرای همایش وبلاگ نویسان استان در بندر دیر و ........ اما با همه این مشغله ها وقتی که کامنت های مهربانه همه شما عزیزان را می بینم تمام خستگی ها از تنم بیرون می رود ..........
گانه اول : این گانه را تقدیم به رفتگران شهرداری شهر دیر می کنم .....
قصه یه بندر ......
یکی بود یکی نبود زیر آسمون آبی بندری بود که بهش می گفتن بندر دیر، آشغال های این بندر قصه ما همیشه روزها توسط آقا رفتگر مهربون برده می شد ........ بندر قصه ما رفت تا رسید به حالا ،اما حالا رفتگر بندر قصه ما با گذشته خیلی تفاوت کرده چون دیگه آقا رفتگر مهربون دیگه مجبور نبود روزهای گرم تابستون آشغال جمع کند و دیگه ظهرهای گرم این بندر شاهد هیچ رفتگری نخواهد بود ، چون شهرداری این بندر قصه ما تصمیم گرفت که این بندر بشه مثل کلان شهرها و با کلاس تر از همسایگانش و دیگر مردم این بندر قصه ما دیگر نمی خواستند صبح زود با چشمانی پُف کرده و قیافه ای عبوس از رفتگر مهربون و ماشین مشتی مندلی (ماشین شهرداری ) با آشغال هاشون پذیرایی کنند . میدونید جریان قصه این بندر چه بود ؟ حتما نبودید ؟ جریانی در کار نبود چون جریان در پریز برق است ، ختم کلام این است که آقا شهردار مهربون تصمیمی جدید گرفت ( خیلی مهم تر از تصمیم کبرا در کلاس دوم دبستان بود ) که ای کاش شهرداران گذشته نیز چنین تصمیمی می گرفتند ! تصمیم شهردار قصه ما این بود که ساعات جمع آوری زباله ها را از ساعت ۵ صبح تا ۱۳ بعد ازظهر به ساعت ۱۷ عصر تا ۲۴ شب تغییر داد . قصه ما تموم شد ، اومدیم پایین ماست بود قصه ما راست بود رفتیم بالا دوغ بود قصه ما دروغ بود .
................................................................................................................
گانه دوم : مجمع عمومی وبلاگ نویسان استان بوشهر
من نیز کاندیدای عضویت در مجمع عمومی وبلاگ نویسان استان شدم ، البته خوشبختانه همه کاندیدا از دوستان نزدیک و از بهترین وبلاگ نویسان استان می باشند .
شعار های من : وبلاگ نویسی یک شغل نیست یک زندگی است - من یک وبلاگ نویس هستم ، پس فکر می کنم ، اندیشه می کنم و آنچه در ذهنم است در خانه دلم که وبلاگ است می نویسم
...................................................................................................................
گانه سوم : همایش وبلاگ نویسان استان در بندر دیر
اگر خدا بخواهد همایش وبلاگ نویسان استان در اواخر فروردین ماه در دیر برگزار می کنیم . فعلا در حال رایزنی برای جذب اسپانسر می باشیم ، اگر شما نیز اسپانسری می شناسید به ما اطلاع دهید . هنوز برای انتخاب موضوع این همایش با دوستان به توافق نرسیده ایم . منتظر ارشادات همه شما عزیزان هستم .
.................................................................................................................
پ.ن ۱ : پارس جنوبی نماد مظلومیت بوشهریا !؟
پ.ن ۳: موزیلا خود را ارتقا دهید
پ.ن ۴: مدرسه 3 نفره ما هم صاحب یک وبلاگ شد
پ.ن ۵: التماس دعا

