
دیروز که نامه های رسیده از ادره را نگاه می کردم یک نامه نظر من را بسوی خود جلب کرد . آنهم انتخابات شورای دانش آموزی بود .یاد روزهایی افتادم که تازه به دبیر ستان رفته بودم وبرای شورای دانش آموزی کاندیدها شدم . با ۷تا بچه ها تصمیم گرفتیم اتئلاف بشیم و شانس رای آوردن خود را بیشتر کنیم .تبلیغات با شوری وصف ناپذیر در حال جریان بود . ماراتن تبلیغات تمام شد و شمارش آرا شروع شد وقتی که در میان ۶۰الی ۷۰کاندید من به عنوان نفر دوم انتخاب شدم شاید خودم هم باورم نمی شد . اما همانطور که خاتمی واحمدی نژاد غیر منتظره ریس جمهور شدن ما هم همینطور
. در این انتخابات رقیب سختی هم داشتیم به نام حمود (اخوی بزرگوار )امااو ۴پله پایین تر ازما قرار گرفت .شورای دانش آموزی همش خاطره بود از اردوهایش گرفته تا جلساتی که از کلاس درس فرار می کردم . سال بعدهم که رفتم هنرستان دوباره کاندیدها شدم اما اینبار نفر اول شدم و ریس شورا انتخاب شدم . در یکی از بازدیدها با مدیرکل در مورد کمبود امکانات حرفم شدم وکار می رفت به جاهای خطرناک کشیده شود که با دخالت مدیر مدرسه ختم به خیر شد و سر آغازی برای دوستی ما با مدیر کل شد. سال آخرهم شدیم ریس انجمن اسلامی و عضو مجمع استانی .یادش بخیر چه زود گذشت ..........
*********************************************************************
پ ن ۱: این نوشته یادی بود از گذشتها ..........................
پ ن۲ : بزودی خبری مهم در مورد من خواهید شنید ....................
شبهای قدر در پیش است.
شبهای قدر که می شود حس دو گانه ای به من دست میدهد اول
به توانائی خدا و عظمتش می اندیشم و از هیبتش میترسم این چه
قدرتی است که فقط در یک شب قادر به پدید آورنده زمین و زمان
است ؟ و از ترس در خودم فرو میروم حس ناتوانی وحقارت تمام
وجودم را میگیرد ملتمسانه دعا میکنم و در این لحظه آغوش گرمش
را حس میکنم که مرا نوازش میدهد و در همان حال احساس بزرگی
و غرور میکنم که او دنیا را برای من آفرید و از روح خود در من دمید و
از فرشتگان خواست که به پایم سجده کنند وشیطان نافرمان را از
درگاه خود راند پس من بعد از او و با وجود او و توکل بر او قدرتمند
ترینم و در این حال از او میخواهم که یاریم کند برسم به آنچه که باید
باشم .
به یاد سهراب سپهری
من مسلمانم .
قبله ام يك گل سرخ .
جانمازم چشمه ، مهرم نور .
دشت سجاده من .
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف .
سنگ از پشت نمازم پيداست :
همه ذرات نمازم متبلور شده است .
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو
من نمازم را ، پي (( تكبيرة الاحرام )) علف مي خوانم
پي (( قد قامت )) موج .
روزگار نامه ..............
این روزها به شدت گرفتارم از مدرسه گرفته تا مشاور.......شدن تا کار برروی سایت ......... و الا ماشالله شما برای ما دعا کنید. که از اینهمه گرفتاری به سرعت هر چه بیشتر عبور کنیم .
دیروز بطور اتفاقی یکی از دوستانم در زمان مدرسه که مدت زیادی از او خبری نداشتم زنگ زد اول صدایش برایم آشنا نبود زیرا چیزی حدود ۵سال می شد که خبری از او نداشتم اما با گفتن یکی از خاطرهای شیرین مدرسه سریع شناختمش از او پرسیدم چه می کنی گفت اکراین هستم گفتم اکراین چه می کنی گفت دکترای هسته ای می خونم .بسیار خوشحال شدم او همیشه نمره اول کلاس بو د . از زندگیش گفت اما یک چیز گفت که شوکه شدم . گفت همین چند وقت پیش از آمریکا برایم بورسیه تحصیلی فرستاده ان وگفتن بهترین زندگی برای خود و خانه ام می سازند به شرطی که برای همیشه در آمریکا بمانم . اما من جواب منفی دادم وبه وطنم قول می دهم برمی گردم و فرزندی فداکار برای وطنم می شوم .آری اونیز بی ادعا بدون اینکه بازار گرمی کند وطنش را با پول عوض نکرد .
از وبلاگ نویسی چه خبر ؟
قیصر صالحی هم به جمع وبلاگ نویسان استان پیوست .
یاداشتهای یک نماینده مجلس هفتم
وبلاگ خبری بندر دیر
اخبار ورویدادهای بندردیر و استان بوشهر
نکته های اول مهرماه
۱: محل تدریس ما روستای کالو { ۲۰کیلومتری دیر } مشخص شد.
۲: ازمدرسه خبری نبود یک اتاق کوچک با ۳میز دانش آموز و یک میز معلم و.........
۳: تعداد دانش آموزان هم قابل شمارش نبود ۳نفر
4: یاد همه معلمهای دبستانم بخیر ...........................بخصوص آقای مازیار هوشمند معلم کلاس چهارم دبستان مدرسه سعیدی

عکس دانش آموزان مدرسه رجایی روستای کالو
|
بوی یاس ( دکتر علی شریعتی ) | |
|
بوی یاس... بوی یاس با آدم حرف میزند..... خیلی حرف ها را من از بوی یاس شنیده ام... گل یاس بو ندارد... آنچه از او می تراود... خاطره های معطر ... خیال های لطیف و پنهان و پاک شاعری است.... شاعری که هیچکس او را نمی شناسد.... شاعر که خود را هم اکنون در عمق متروک محرابی مخفی کرده است....
دکتر علی شریعتی
از خودم چه خبر ؟ ۱: سیاست : این روزها با دوستانم دربوشهر در گیر تدارک ایجاد شعبه حزب آبادگران جوان در بوشهر هستیم . ۲: فن آوری ارتباطات : این روزها در حال ایجاد وب سایت برای یکی از ادارات شهر دیر هستیم . ۳: خانوادگی : برای چهارمین بار عمو شدم . ۴: شهری : بزودی فرماندار دیر مشخص خواهد شد. از ذکر نام فعلا معذورم .
|

